توسعه به زبان فوتبال

توسعه به زبان فوتبال

چندی قبل دوست عزیزم آقای رضا امیرخانی در کتاب "نفحات نفت" به درستی ریشه عدم توسعه یافتگی در فرهنگ، سیاست، اقتصاد و ورزشِ کشور را به وابستگی مدیریت دولتی ایران به درآمد های نفتی مرتبط دانست.

 همچنین پرفسور فرامرز رفیع پور نیز در کتاب "دریغ است که ایران ویران شود"برای تبیین مسائل مدیریتی کلان و پیچیده کشور به ذکر مثال از فوتبال پرداخت. اکنون نظر به فرصت پیش آمده و درخواست جمعی از دانشجویان ارشد دانشگاه مدیریت (در درس برسی مسائل مدیریتی ایران) نگاهی اجمالی به ارتباط مدیریت کلان دولتی در فوتبال می پردازم؛ امید که مفید فایده گردد.
همان طور که می دانید توسعه‌ی منطقه‌ای و توسعه‌ی ملی و ارتباط میان این دو، از تخصصی‌ترین مسائل مدیریت دولتی است که به مدد آشنایی این جانب با فراگیر ترین ورزش جهان یا به عبارتی "زبان مشترک جهان" که مورد اقبال همگان نیز هست، آن را مورد نقد و برسی قرار خواهم داد.

محمد مهدی برادران رییس هیات فوتبال خراسان رضوی
مدرس دانشگاه و کارشناس توسعه ی منطقه ای و ملی

از موضعات مهم در این مبحث،  مشکلات شهر مشهد در بودجه ملی است که از یک سو خروج منابع مالی صنایع مادر ِشهر مانند: گاز ، فولاد ، ایران خودرو و ... و از سوی دیگر ماهیت بودجه به صورت مجرد است. بدین معنا که بخش پر اهمیتی از منابعِ این صنایع که میب ایست در ورزش استان خودمان مصرف گردد؛  به دلیل نبود مدیریت صحیح، به دیگر استان ها رفته و تبدیل به بودجه تیم های دیگر می گردد.
از طرفی کل بودجه، در صورتی که به نسبت سرانه‌ی جمعیتی استان محقق گردد؛ باید 8 درصد باشد. حال آنکه در بودجه‌ی پیشنهادی 8. 5 درصد تصویب می گردد که آ ن هم در نهایت 4درصد به ثمر نمی نشنیند!!
این روند نامیمون خود سبب پیدایش معضل بعدی می گردد که همانا فرار استعداد هاست! از طرفی ارتباط بین توسعه در کشورها و ورزش علی الخصوص فوتبال بسیار مهم است.
امروزه در فوتبال از اصطلاحاتی استفاده می شود که ریشه در امور دیگر دارد و این نشان دهنده‌ی ارتباط همه جانبه و پر اهمیت فوتبال می باشد. از آن جمله مبحث ژنتیک در فوتبال است. این مهم به دهه های قبل برمی گردد که کشورهای عمدتاً اروپایی با سرمایه گذاری و پایه گذاری دانش در عرصه فوتبال، DNA  و ژنتیک آن را بهینه سازی نمودند و با کشورهای (بعضاً) آمریکایی که بر این باور هستند فوتبال در ژن آنها نهفته است؛ مبارزه ای آهسته و پیوسته را آغاز نمودند و پس از آن توانستند رتبه های بالا را در رنکینگ های جهانی از آنِ خود کنند. کشورهایی به مانند بلژیک، آلمان واسپانیا از این دسته هستند. این مهم رخصت می دهد تا با صدای بلند نگویید "تنها پول همه‌ی مشکلات را حل می کند بلکه بگویید مدیریت درست و کارآمد مرحم کار است." آقای رضا قوچان نژاد یکی از همین تمثیل های برحق ژنتیک و مدیریتِ به قاعده در فوتبال است که از پنج سالگی در آکادمی های فوتبال پرورش یافته و تبدیل شده است به دومین خراسانی که راه صعود مارا به جام جهانی باز نمود. در اینجا لازم است از آقای خداداد عزیزی، اسطوره پر استعداد شهرمان نیز یاد کنیم که شادی بی حد و مرزی در ورزش فوتبال به هموطنان هدیه داد.
لیکن همین خداداد به عنوان یک استعداد ناب، جذب کشورهای دیگر می شود و ما در کشور خودمان قابلیت و ابزار استفاده از این گونه استعداد ها را نداریم. چرا که متأسفانه شاهدیم، ما به جز چند خیریه و باشگاه مردمی که صرفاً بدون انگیزه‌ی مالی برای رشد فوتبال تلاش می کنند؛ هیچ آموزشگاهی بر پایه آموزش و پرورش یا بخش دولتی و یا خصوصی که حمایت واقعی گردد و بتواند استعدادها را جذب و پرورش دهد نداریم. بنابر این در چنین فضایی، یا استعدادها بروز و ظهور نمی کنند و یا جذب استان ها یا کشورهای دیگر می شوند.
هرچند در تیم‌ها و باشگاه‌های نامداری مثل استقلال و پرسپولیس که بودجه‌ی نزدیک به هجده میلیاردی دارند و شخص وزیر محترم ورزش نیز در هیأت مدیره‌ی آنهاست و یا نفت تهران ... نیز مشکلاتی عدیده وجود دارد که ریشه در همان مدیریت دارند؛ لیک تفاوت این است که فوتبال استان ما مظلوم واقع گردیده و هیچ گونه سهم حمایتی از مسئولان و صنایع استان را شامل نمی شود و جای بسی تأسف دارد که سهم پول گازِ سرخس برای تیم نفت تهران یا بودجه حمایتی ایران خودرو خراسان، هزینه تیم پیکان کرج شود! و یا فولاد نیشابور برای تیم های اصفهانی سفره پهن کند!

بماند که قصه‌ی فوتبال استان ما از صنعت و تجارت و سیاست و فرهنگ ما جدا نیست! و تلخ کامی‌های ما سر دراز دارد! یک نمونه همین داستان سال 2017 و پایتخت فرهنگی جهان اسلام که قرار بود مشهد باشد و حال متوجه می شویم که سودان موقعیت را ربوده ..! و یا بودجه زیارت و یا حاشیه نشینی و یا ... که هیچ کدام تحقق پیدا نکرده است. بدرستی آیا زمان آن نرسیده که مردانِ سخن و شعار جای خود را به مردانِ عملگرا بدهند. آیا زمان آن نرسیده که در انتخاب های خود تیز بین‌تر باشیم و عرصه‌ی مدیریتی را به کارآمدان بسپاریم و آیا زمان آن نرسیده است که دیگر به ستون‌های یخی تکیه نزنیم!

 

درباره محمد مهدی برادران

همزمان با تدریس دروس دانشگاهی، مدیریت امور اجتماعی و مشارکت­های مردمی شهرداری را بر عهده گرفتم و تلاش نمودم با رویکرد اجتماعی به شهر، شکاف میان مردم و شهرداری را کاهش دهم...

زندگی نامه >>

 

گالری تصاویر